روزنوشته

وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ.

۲ مطلب با موضوع «کتاب هایی که خوانده ام» ثبت شده است

از پدر کاری بر نمی آید...


خانواده ای هست مفلوک. کار پدر بدانجا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...به پدر چه خواهید گفت؟ بیکار؟ مفلس؟ معتاد؟ هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...

مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته اند! در چنین خانواده ای تنها مایه نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی آید...


* این چند وقت فرصتی شد تا یکم کتاب بخونم. نفحات نفت رضا امیرخانی انتخاب اولم بود. واسه منی که تو یک شرکت تولیدی کار کردم و تقریبا اصلی ترین دلیل مشکلات کشور رو وجود پول نفت می دونم خوندن یک کتاب در زمینه پول نفت و مدیریت دولتی نفتی قاعدتا هم باید جذاب باشه. متن بالا آخرین قسمت کتاب هستش که پس کلی انتقاد از معایب مدیریت دولتی یا به قول کتاب سه لتی به عنوان راه کار ارائه شده. خوندن این کتاب رو به افراد 20 تا 30 سال توصیه می کنم. شاید خوندن این کتاب تاثیر جدی بر آینده خودشون و کشور داشته باشه. متن کتاب هم صمیمی و دوستانه هست و می شه تو اوقات فراغت کتاب رو مطالعه کرد.


* قلعه حیوانات جرج اورول رو هم خوندم. این کتاب انقد معروفه و انقد ازش تعریف شنیده بودم که شاید یکی دو سالی بشه که خریده بودمش ولی می خواستم تو یک زمان خوب و سر فرصت مطالعش کنم. نه اینکه کتاب بد باشه که خیلی هم خوب بود ولی فک کنم انقد انتظار من از کتاب بالا بود که در حین مطالعه هی احساس می کردم از چند صفحه دیگه وارد اوج داستان میشیم یا اینکه همش نگران بودم نکنه من تشبیهات داستان رو نفهمیدم و هزار فکر دیگه. تا اینکه داستان تموم شد و سری به نقد های کتاب زدم. تشبیه ها و مفاهیم رو درست فهمیده بودم و یکم برام سوال شد که کتابی که این همه ازش تعریف شنیده بودم و شاید خیلیا بهترین کتابی که تو عمرشون خوندن رو قلعه حیوانات معرفی می کنن همین بود؟! شاید دلیل اصلی اینکه من از شنیدن مفاهیم کتاب خیلی شگفت زده نشده بودم این بود که قبلا و به طور خیلی جدی با این مفاهیم آشنا بودم و در موردشون مطالعه و بحث کرده بودم. وقتی با پسر عمم موضوع رو در جریان گذاشتم بهم گفت: بعضی کتابا رو دیر که بخونی اینجوری میشه.


* خوشحال میشم اگه کتاب هایی رو که خوندین و خوشتون اومده رو به من هم معرفی کنید:)


* نحوه آشنایی من با این کتاب هم رادیو مذاکره بود. اگه به حوزه مدیریت کسب و کار علاقه دارین توصیه می کنم یه سر هم به اون سایت بزنین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست؟ نمی‌دانیم... رجل است...


_
در قرآن، اسمِ بعضی پیامبران آمده است؛ اسمِ بعضی غیرپیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... صلحا عاشقِ حضرتِ باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقیِ خدا توفیر دارد با عاشقیِ ما... خدا عاشقی است که حتی دوست ندارد، اسمِ معشوقش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد!... همین... می‌فرماید و جاءمن اقصی‌المدینه رجل یسعی... جایدیگر می‌فرماید و جاءرجل من اقصی‌المدینه‌یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می‌کنند... یکی می‌آید موسای نبی را نجات می‌دهد... قوم بنی‌اسرائیل را در اصل نجات می‌دهد... دیگری هم قومی را از عذات نجات می‌دهد... اسم‌ش چیست؟ اسم‌شان چیست نمی‌دانیم... رجل است...


پی نوشت: متن بالا متن پشت جلد کتاب قیدار نوشته رضا امیرخانی هست. چند وقتی می شد که هوس کرده بودم رمانی بخونم اما به خاطر مشغله کاری زیاد و کمی درس فرصت نمی شد. البته الانم که دارم وقت برای رمان خوندم می ذارم مطمئن نیستم که دارم کار درستی می کنم ولی هر چی که هست کتاب رو دوست دارم و دارم ازش لذت می برم. قلم رضا امیرخانی قویه و کتاب در مورد شخصه لوطی منشی به نام قیدار هست. اگه سرتون خلوته یا هوس خوندن یه رمان ایرانی رو کردین این رمان گزینه مناسبیه.

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰